بار دیگر من و ،لوئیز در دفترش در سن دیه گو که بخشی از خانه ی اوست در مقابل آینه مینشینیم در حال بررسی معنی عبارت «زندگی عاشق توست هستیم. من میگویم زندگی عاشق توست عبارت تاکیدی زیبایی است اما چیزی فراتر از یک عبارت است لوئیز یکی از لبخندهای رندانه اش را می زند و می گوید - «امیدوارم اینطور باشد...» عبارت زندگی عاشق ،توست فلسفه ای بنیادین عشق ورزی را به ما ارایه میکند این عبارت سه کلمه ای مانند تابلوی راهنمایی است که ما را بسوی قلب کائنات پیوندمان با یکدیگر و طبیعت مان هدایت میکند
زندگی عاشق توست به ما نشان میدهد چه کسی هستیم و چگونه مقدس زندگی کنیم می پرسم زندگی عاشق توست از نظر تو به چه معنی است؟ لونیز پاسخ می دهد: «زندگی عاشق همه ی ماست، تنها عاشق تو یا من نیست
میگویم بنابراین همه ی ما را شامل میشود؟ لوئیز تکرار می:کند زندگی عاشق همه ی ماست می گویم عشق باید شامل همه ی ما شود وگرنه عشق نیست لوئیز میگوید
«بله، و هیچ کس خاص تر از دیگری نیست
می گویم ما در نظر عشق همگی یکسان هستیم؟
لوئیز: «بله و هیچ کس از قلم نمیافتد و هیچ مورد استثنایی که غیر مقدس باشد وجود ندارد
این راه برای بعضی ممکن است روش جدیدی از تفکر باشد اما فلسفه جدیدی .نیست چرا که در زمانهای گذشته فلاسفه و شاعران دریافته اند که همه ی ما دارای یک پیوند بنیادی با یکدیگر هستیم در شعر «فلسفه عشق»، شاعر این پیوند بنیادی را طوری توضیح میدهد که هم ذهنی است و هم حسی این شعر یکی از شعرهای مورد علاقه من در رابطه با عشق است. همیشه آن را در آغاز برنامه ام دوست داشتنی بودن می خوانم. اینگونه آغاز می شود