اسب، فقط یک مرکب نیست . گاهی می شود همراه ، گاهی می شود مونس ! بین من و اسب ، به اندازه سایه نخلی فاصله بود . نوبت به زین کردن که می رسید ، غلام ها خود به خود کنار می رفتند . دست به سینه ، در انتظار فرمان ! انتظاری که می دانستند به سرانجام نخواهد رسید . میان برده های قوم تمیم کسی نبود که نداند ، ابن یزید اسبش را خودش زین می کند.