سخط ضد رضا قبل از طرح حالت رضا صفت زشت سخط مورد بحث قرار گرفته است زیرا علمای اخلاق در مباحث خود سخط و رضا را با هم بحث می.کنند در حدیث شریف جنود عقل و جهل یکی از جنود عقل را رضا و ضد ان را که از جنود جهل است سخط مینامند الرضا و ضدَّهُ السَّخَط؛ لذا برای روشن شدن و کامل شدن مباحث مربوط به رضا ابتدا به موضوع سخط میپردازند از نظر روحی سخط حالتی درونی مخالف با هوی و خواسته های نفسانی انسان است که در برخورد با پیشامدها برای او به وجود میآید و باعث ناخشنودی و ناخرسندی او می.شود. این حالت ناخشنودی یا ،انکار ممکن است به بیرون تراوش کندر انکار و اعتراض زبانی را هم در پی داشته باشد. سخط هم به خداوند نسبت داده می شود و هم به بنده آنگاه که به خداوند نسبت داده شود، مراد انزال عذاب است و آنگاه که به بنده نسبت داده شود معنایش این است که بنده در ربط با تدبیر تقدیر و قضای الهی حالت ناخشنودی پیدا میکند.
سخط روشنگر و زمینه ساز رضا است؛ یعنی انسان باید آنچه خداوند به عنوان وظیفه بر دوش او گذاشته عمل کند و اگر نتیجه بر وفق مراد او نباشد و خواسته او محقق نشد اعتراض نکند در حقیقت انسان وظیفه ای جز انجام دستورات حق ندارد؛ زیرا اولاً نمی تواند خلاف خواست خدا عمل کند و ثانیاً اگر به قضای الهی رضایت ندهد تنها نتیجه ای که عاید او میشود این است که این حالت روحی اعتراض نسبت به قضا، باعث ضایع شدن اجر و ثواب او می شود و همچنین سخط الهی را به دنبال خواهد داشت.
معنای رضا رضا صرفاً ترك اعتراض و ترك شكايت نسبت به قضا و قدر الهی نیست؛ بلکه عبارت از حالت خشنودی و خرسندی و پسند نفس نسبت به هر امری از امور است؛ به تعبیر دیگر سخط عبارت از حالت اعتراض و انکار نفس نسبت به یک امر است و رضا عبارت از حالت خشنودی خرسندی و پسند نفس نسبت به آن امر است؛ در نتیجه معنای رضا این است که مخلوق، قضا و قدر الهی را بپسندد و از آن خشنود و خرسند باشد. در آثار اسلامی این حالت را معادل ایمان شمرده اند و گاهی به عنوان قرین ایمان نام برده اند کانه این حالت از ایمان شخص نشئت میگیرد. رضا حتی در ربط با دین هم مطرح میشود اگر به جای حالت رضا در درون انسان حالت سخط ایجاد شود، کفر در دین انسان رسوخ پیدا میکند این فضیلت نفسانی آن قدر با ارزش است که به عنوان سرآمد طاعات یاد شده است