محکمی از پنجم بحار الانوار و از قصص الانبیا که به سند خود از امام باقر حدیث کند چون رسول خدا علیه را به یمن فرستاد اتفاقاً روزی یک اسبی از صاحبش گریخت در بین دویدن مردی را لگد زد و آن مرد فوراً جان سپرد. اولیای او آمدند گریبان صاحب اسب را گرفتند و مطالبه دیه نمودند و او را گرفته نزد امیرالمؤمنین بردند. آن مرد اقامه شهود نمود که اسب از خانه گریخته و آن مرد را لگد زده. آن حضرت فرمود بر صاحب اسب دیه لازم نیست.
اولیای مقتول از یمن بیرون آمدند چون بخدمت رسول خدا رسیدند عرض کردند : یا رسول الله علی به ما ستم کرده و خون کشته ما را باطل ساخته است. رسول خدا فرمود : علی ستمکار نیست و برای ظلم کردن آفریده نشده زیرا که ولایت مخصوص علی است. پس از من، حکم حکم او است و قول قول اوست و رد نمی کند ولایت و قول و حکم او را مگر کسی که مؤمن نباشد و چون اهل یمن فرمایش رسول خدا را درباره علی قم شنیدند عرض کردند: یا رسول الله ما به حکم علی الله راضی شدیم و قول او را پسندیدیم.
رسول خدا فرمود: این راضی شدن شما به حکم علی تو به شما است از آنچه گفتید.