این کتاب داستان زندگی پسری به نام ژاک است که همراه با مادر مهربان و برادرش زندگی میکند و پدر خود را در جنگ از دست داده است. شخصیت اصلی داستان با وجود همهی سختیهایی که از کودکی متحمل شده، باهوش و باپشتکار است و در چهلسالگی برای نخستین بار تصمیم میگیرد به مزار پدرش برود: «در چهلسالگی میفهمد نیاز به کسی دارد که به او راه را نشان دهد و سرزنش یا ستایش کند؛ به پدر، به قدرت معنوی نه زور.» پس بر آن میشود که دربارهی پدری که او را به یاد نمیآورد، تحقیق کند. نام کتاب نیز برگرفته از همین نیازی است که ژاک در خود میبیند؛ ژاک آدم اول است؛ چراکه از کودکی بدون پدر رشد کرده، خطا کرده، یاد گرفته و پرورش یافته است. کتاب در خلال داستان ژاک به فرهنگ مردم آفریقا، ارتباطات اجتماعی، تأثیرات جنگ بر زندگی مردم و وضعیت استعماری الجزایر نیز اشاره میکند.