سوفی و آگانا بعد از نجات خودشان و بقیه ی دانش آموزهای مدرسه ی خوبی و شرارت از نبردی مرگبار علیه یکدیگر دوباره به خانه بازگشته اند و قرار است. تا همیشه به خوبی و خوشی زندگی کنند. اما زندگی یک افسانه نیست. روزی آکانا مخفیانه آرزو میکند که ای کاش پایان خوش دیگری را در کنار شاهزاده تدروس انتخاب کرده بود در همین هنگام دروازه های مدرسه ی خوبی و شرارت دوباره به رویشان گشوده میشود اما حالا خوبی و شرارت دیگر دشمن یکدیگر نیستند و شاهدختها و شاهزاده ها هم تغییر کرده اند. در واقع روابط تازه ای در مدرسه های جدید به وجود آمده و رسوم قبلی ریشه کن شده است