استاد حسن حسن زاده آملی در این اثر خود که موضوع آن انسان در عرف عرفان از دیدگاه قرآن کریم و اخبار است، پس از بیانی در تعریف انسان در فصل اول و توضیح مراد خود از عرفان در فصل دوم در فصل سوم ۲۳ «واقعه» از سلوک عرفان عملی را که خود تجربه کرده اند شرح میدهند و آنگاه در فصل چهارم می پردازند به شرح تعداد ۴۷ اصل» سلوکی و عرفانی که از تجربیات مزبور استنباط کرده اند. این کتاب به لحاظ در برداشتن هر دو جنبه نقل رویدادهای سلوک عملی و تبیین مراتب نظری آنها مورد استقبال علاقه مندان به مباحث عرفانی قرار گرفته و بارها تجدید چاپ شده است.
اصل ۱۳
و دیگر از آن اصول این که در گشت و گذار حال توجه یک وجه از معانی طی الارض برای سالک حاصل میشود فافهم بدین اصل در بند اول دفتر دل ۳ اشارتی نموده ایم: مقام کن به بسم الله یابی به طی الارض اندر طرفة العين بهر سور و نماید فتح بابی ببینی این که من این الی این در پیرامون این اصل در کتاب الهی نامه گفته ام إلهي درویشان بی سرو پایت در کنج خلوت بی رنج با سیر آفاق عوالم کنند که دولتمندان را گامی میسر نیست. و نیز در همان کتاب گفته ام إلهى فتح قلب بضم عین است نصب عينم مرفوع «غضوا أبصاركم ترون العجائب. و نیز در همین معنی در کلمه هشتاد و یک کتاب صد کلمه گفته ام آن که را تسلیک نفس به دشت و دمن حضیره قدس است با حفره لای و لجن طبیعت چه انس است. و نیز در همین کتاب در کلمه شصت و دوم گفته ام آن که صاحب همت باشد و نفس را از اشتغال بدین نشأه انصراف دهد گاهی تمثلانی در لوح نفس خود مشاهده کند، و گاهی حقایقی بی تمثل دریابد و از این حالت آگاهی یابد که آنچه به آدمی در حالات نوم و تنویم و غشوه و خوف و احتضار و نظایر آنها روی می آورد، هیچ یک موضوعیت در روی آوردن تمثلات و ادراکات دیگر ندارد آنچه که موضوعیت دارد انصراف از نشأه عنصری و اعراض از تعلقات این سویی است و چون انصراف در بیداری هم روی آورد نتیجه هزاران خواب و احتضار را می دهد.