هنوز چند ثانیه نگذشته بود که در هندزفری مسعود اعلام وضعیت قرمز شد،
و یه نفر به سر تیم محافظان ابونصر با تندی و هیجان اطلاع داد:
اعلام تهدید!
زیر راه پله های ضلع جنوبی، یکی از محافظان بیهوش شده بوده و الان بهوش اومده و حالش هم خیلی بده.
تکرار میکنم: اعلام تهدید در کل هتل!
مسعود همچنان در حال تلاش برای انتقال اطلاعات بود تا اینکه دید گوشیش روشن و ویروسی که بچه ها ی محمد بهش رسونده بودند فعال شد.
مسعود هم شروع به شمردن کرد:
۱۰۰۱،۱۰۰۲،۱۰۰۳،۱۰۰۴،۱۰۰۵
تا گفت ۱۰۰۵ بسم الله و یا صاحب الزمان گفت و سیم رابط را از گوشیش به سیستم اتاق فرمان وصل کرد...