چرا برخی افراد به خدا باور دارند در حالی که برخی دیگر خدا نا باورند ؟ باورها و ایمان ما از باور ما به خدا گرفته گرفته تا باورهای طبیعی و فراطبیعی به زندگی ما معنا می بخشند. این باورها ما را به تلاش وامی دارند و به ما فردیت می بخشند و در نهایت
ساختار و عملکرد مغز ما را تغییر می دهند.
اندرو نیوبرگ برای اولین بار در این کتاب نشان میدهد که چگونه دیدگاه های پیچیده، خاطرات خرافات اصول اخلاقی و باورهای ما توسط فعالیت عصبی مغز ما تعیین میشوند نیوبرگ با استناد به پژوهشهای علمی معتبر توضیح می دهد که چگونه مغز ما به راسخ ترین عقیده ها و عمیق ترین پیش فرض هایمان در خصوص واقعیت و جهان اطرافمان شکل میدهد. نویسندگان با تلفیق علم و روانشناسی و با استناد به نوروتئولوژی به عنوان یکی از جذاب ترین شاخه های میان رشته ای و نوظهور علم دست به رمزگشایی مغز باورمند ما می زنند.
خوانندگان پس از مطالعه این کتاب نه تنها خواهند فهمید که در مغزیک خدا باور یک آتئیست و یک ندانم گراچه فعل و انفعلاتی رخ می دهد بلکه در پرتو تبیین های علمی کتاب در نهایت خواهند توانست دیدگاه های سالم تر و انعطاف پذیرتری نسبت به مقوله حیات و جهان هستی اتخاذ کنند. به بیان نویسندگان در جهان بیرون باورهای انعطاف ناپذیر میتوانند زندگی یک فرد را نابود کنند. درک این حقیقت که چگونه مغز معنا ارزش معنویت و درک ما از واقعیت را می سازد
برای همیشه طرز نگرش شما به خودتان و جهان اطرافتان را تغییر خواهد داد.
مغز انسان مانند ماشینی است که برای باور داشتن ساخته شده و تجربیات ما بر عمق و کیفیت این باورها تأثیر می گذارند. ما نمی توانیم بدون آنها زندگی کنیم چه رسد به اینکه بخواهیم جهان را تغییر دهیم. آنها مرام ما هستند، به ما ایمان می دهند و ما را به همانی تبدیل میکنند که هستیم دکارت گفته بود: «من فکر می کنم، پس هستم، اما از دریچه علم اعصاب بهتر است بگوییم : من معتقدم پس هستم.
و سرانجام کتابی که نه تنها خواست ما برای باورداشتن را نادیده نمی گیرد. بلکه به چرایی ضرورت ایمان حتی عقاید سکولار و سیم پیچی آن به عنوان بخشی از مدار مغز انسان می پردازد نیوبرگ و والد من با رویکردی علمی و به روشنی به این مسئله بغرنج پرداخته اند زاده شده برای ایمان بدون تردید بهترین تبیین علمی فعلی برای پاسخ به اراده ما به ایمان داشتن است. شیکاگو تریبون