تنها وقتی اوضاع شما تغییر خواهد کرد که خودتان دستخوش تغییر شوید. لعنتی! محکم به روی داشبرد می کوبید. فریاد می زد: « نمی توانم این ماشین لامصب را تحمل کنم!»همه زندگی مایکل جونز در همین دو عبارت خلاصه می شد. زندگی لعنتی و… دیگر نمی تواند تحمل کند.چهل سالش بود. پانزده سال است که با همسرش زیر یک سقف زندگی می کنند اما هنوز نمی تواند با او ارتباط برقرار کند.او دو فرزند دارد. از فرزندان خود هیچ شناختی از آن ها نداشت . علاوه بر آن به کار خسته کننده اش هیچ علاقه ای نداشت…
کتاب دوازده ستون، اثری نوشته ی کریس وایدنر و جیم ران است که نخستین بار در سال 2005 انتشار یافت. چه کسی حدس می زد زمانی که ماشین مایکل جونز در کنار جاده خراب شد، هنگام شروع رابطه ای دگرگون کننده باشد؟ مایکل به هنگام رفتن به نزدیک ترین خانه، به عمارتی بزرگ و سرسبز برمی خورد که نامش، «دوازده ستون» است. سرایدار عمارت، چارلی، به مایکل کمک می کند تا مسیرش را ادامه دهد و در همین حین، رابطه ای دوستانه را با او شکل می دهد. چارلی در طول مسیر، اسرار موفقیت را به مایکل می آموزد. او از «دوازده ستون موفقیت» صحبت می کند که باعث شده اند آقای دیویس، مالک عمارت، به مردی ثروتمند و موفق تبدیل شود.