کارآفرین به سخنران انگیزشی گفت در سمینار وی حاضر بوده و سخنان او جان او را نجات داده است و او را تشویق کرده تا زندگی خود را متحول کند. او به سخنران گفت که شرکای تجاری او افرادی طمع کار هستند. با وجود اینکه او کسی است که شرکت را بینان گذاری کرد آنها می خواهند او را از شرکت بیرون بیندازند سخنران به او گفت که او خودش جان خود را نجات داده است. افراد بسیاری به سخنرانی های او می آیند و صحبتهای او را گوش میکنند، اما افراد کمی جرئت لازم برای پیاده سازی پیشنهادات او را دارند قدرت واقعی از درون افراد سرچشمه می گیرد نقاش از سخنران سؤال کرد که چرا در روز سمینار بیهوش شد؟
سخنران در پاسخ گفت که حالش خوب است. تنها از حجم سخنرانی های آن روز به شدت خسته بوده است. علاوه بر این او به دلیل اینکه سال هاست که به آقای رایلی مشاوره میدهد و مربی او است و همچنین دوران خوب و بد زیادی را با هم سپری کرده بودند در آنجا حضور داشت.
سخنران به آنها گفت که ساعت ۵ صبح فردا برای اولین جلسه آموزش خود آماده باشند.
پیام اصلی باشگاه پنج صبحیها این است که اولین بخش از روز شما مهمترین بخش است. گذراندن ساعات اولیه روز افراد را تبدیل به رهبران بزرگ می کند چون در آن ساعت دیگران در خواب به سر میبرند. تقریباً نداشتن حواس پرتی در ساعات اولیه روز باعث میشود این زمان برای گسترش خلاقیت و بهره وری شما ایدئال باشد را بین شارما به منظور انتقال پیام خود در این زمینه از داستان یک کارآفرین شکست خورده یک هنرمند در حال تقلا و یک میلیار در سخاوتمند استفاده میکند. این سه نفر همدیگر را در یک کنفرانس موفقیت ملاقات میکنند و فرد میلیاردر دو نفر دیگر را به سفری تکرار نشدنی می برد. او به آنها درسهای مختلفی در زمینه رهبری و داشتن یک زندگی معنادار می آموزد. می توانید آنها را در هر قدم دنبال و هر تجربه را در زندگی خود اعمال کنید و عضوی از باشگاه پنج صبحی ها شوید.
هر کسی که تلاش کند میتواند تبدیل به یک رهبر شود. همه ما قهرمانانی در اعماق وجود خود داریم تنها باید قدرت اولیه موجود در خود را کشف کرده و در این صورت میتوانیم در زندگی خود جادو بیافرینیم