کیوساکی میگوید ایدئال آرمانی رابین هود باعث بروز مشکلاتی برای افراد فقیر و طبقه متوسط شده است این ثروتمندان نیستند که هزینه آسایش اجتماعی را میپردازند بلکه طبقه متوسط است که بار مالیات را بر دوش میکشد بابای پولدار کیوساکی به او گفت: زمانی هیچ مالیاتی در انگلیس وجود نداشت - مگر در موارد مورد نیاز جنگی فرمانروایی ناپلئون به این معنی بود که وقتی انگلیسی ها برای نبرد آماده میشدند باید مالیات میگرفتند همین اتفاق طی جنگ داخلی در آمریکا نیز افتاد در نهایت هر دو کشور مالیات های دائمی راتصویب کردند.
گرچه از اول فقط ثروتمندان مالیات می پرداختند، فقرا متقاعد شده بودند که مالیات خوب است چون تبلیغات نشان میداد که مالیات فقط پول را از چنگ ثروتمندان در می آورد؛ ولی مالیات به ضرر طبقه پایین جامعه تمام میشد. این تفکر نسبت به مالیات رابین هود طبقه فقیر و متوسط را تحریک میکرد و احساس امنیت کاذب این طبقات آسیب پذیر را کاهش داد بابای پولدار کیوساکی توضیح داد که وقتی قوانین مالیاتی به تصویب رسیدند دولت حریص شد و پول بیشتری طلب کرد ،بنابراین از آنجا که بابای بی پول کیوساکی کارمند دولتی بود بابای پولدارش خود را سرمایه دار می دانست. بابای بی پولش خواستار افزایش مالیات ثروتمندان بود، در حالی که بابای پولدار معتقد بود کارمندان دولت مشتی دزد تنبل هستند.» در این بین ثروتمندان نیز سرمایه گذاری روی شرکت ها را شروع کردند، با این اطمینان که مجبور نیستند مانند دیگران با همان قوانین بازی کنند. شرکتها امکان محدودیت ریسک را به ثروتمندان دادند.