بخش چهارم با فصل چهارده شروع میشود هر اجلاس بین المللی معمولاً سر و شکل استاندارد و معمول خود را دارد حتی اگر تنها یک بار در سال برگزار شود. ورود سنتی بدین شکل است که هر لیموزین تا کنار پیاده رو حرکت می کند و یک افسر پروتکل شما را آنجا ملاقات میکند. از آنجا یک پیاده روی کوتاه تا ورودی اصلی دارید که با وجود حضور عکاسان حسی شبیه فرش قرمز هالیوود به شما دست میدهد داخل ساختمان مجری ایستاده و به شما در مقابل دوربین ها خوشامد میگوید سپس به اتاق کوچکی هدایت میشوید که در آن صحبتهای کوتاه و بی سروصدا صورت می گیرد. برای هر رهبر این فرایند تکرار میشود و سپس کل گروه به اتاقی هدایت میشوند که در آن یک میز گرد وجود دارد که رهبران دور آن هر کدام در صندلی های مربوط به خود می نشینند؛ جلوی هر رهبر یک پرچم و یک پلاک با نام کشور مربوط به آن قرار دارد. جلوی هر صندلی یک میکروفون به همراه دستور العمل لازم یک دفترچه یادداشت و خودکار یک هدست برای گوش دادن به ترجمه هم زمان سخنرانی ها خوراکی و نوشیدنی وجود دارد نماینده ای که هر رهبر را همراهی می کند، پشت سر او مینشیند نکات لازم را در خلال سخنرانی ها یادداشت می کند و در صورت نیاز پیامی را به رهبرش میرساند. میزبان آغاز رسمی جلسه را با یک سخنرانی اولیه اعلام میکند و سپس رویداد یک روز و نیمه با توجه به برنامه تعیین شده شروع میشود پس از هر سخنرانی، استراحتی چند دقیقه ای داده میشود و سپس همه افراد در جلسه به نوبت به سخنرانی دیگران گوش میدهند و نظرات از پیش آماده شده خود را همان طور بیان می کنندکه در دستور جلسه آمده است.
اولین اجلاس اوباما به اقدامات اقتصادی می پرداخت که او خودش پیشنهاداتی برای آن داشت. او با دقت گوش میکرد و سعی میکرد کمی فروتنی از خود نشان دهد؛ چرا که میدانست دیگران در حال ارزیابی این مرد جدید هستند. هدف اوباما این بود که اعضای اجلاس جی ۲۰ را مجاب کند آنچه را ادامه دهند که اوباما برای حفظ جریان اقتصاد بین المللی انجام داده است؛ اگرچه تعداد کمی بدون سخت گیری زیادی این اقدامات را قبول کردند. زمان حساسی بود و قدرتهایی که فکر میکردند ایالات متحده بخش زیادی از اقتصاد بین المللی را کنترل میکند این را به عنوان فرصتی برای قدرت نمایی میدیدند اگرچه این حال و هوا در میان اکثر کشورها وجود داشت، اما هیچ کدام علاقه ای نداشتند که قدم جلو بگذارند و این ریسک را بپذیرند. در پایان اجلاس یک توافق موقتی امضا شد و این توافق نوعی موفقیت به حساب میآمد پنج روز بعدی به شدت شلوغ بود: اجلاس ناتو و یک سفر برنامه ریزی نشده به عراق برای ملاقات با نیروهای مستقر در آنجا و مشورت با مالکی، نخست وزیر وقت عراق، در خصوص برنامه های خارج سازی نیروهای نظامی و دولت پارلمانی کشور کل مدت سفر به نظر بسیار موفق بود چرا که کشورهایی که در طول این سفر ملاقات شدند همگی تشنه رهبری آمریکایی بودند تنها نکته منفی در این سفر خاموش کردن آتش هایی بود که دولت قبلی در این سرزمین ها به پا کرده بود و جزء اولین اقدامات اوباما قرار گرفت ،همچنین مسئله نگران کننده دیگری که وجود داشت این بود که به نظر میرسید قدرتهای تاریکی پس از مدت ها که فرایند جهانی شدن شروع شده بود داشتند با یکدیگر متحد می شدند. این مسئله در مورد تمام جهان صدق میکرد. به نظر می رسید با وجود اینکه اوضاع جهان از زمان جنگ سرد رو به بهبود بود، اما آنها رو به زوال می رفتند و بنیه می خواستند قدرت در بسیاری از دولت ها تغییر کند.