در واقع فقط شخصیت های آماده تکامل هستند که نیش های ضربه ای حوادث آنان را دگرگون می سازد و در نتیجه با یک انفجار روانی موفق به جهش های تکاملی می شوند. مانند سنایی غزنوی)
سؤال از فلسفه و هدف حیات برای این دسته از مردم ناشی از جستجوی راهی هموارتر در زندگی لذت بار و یا لزوم جلوگیری از ورود در خارستان تلاقی ماده و حیات نازپرورده ایشان است.
با همین ملاک می توان گفت اشخاصی هم که در دوره زندگی به وسیله انگیزه های محیطی و از ناحیه عوامل روانی همواره و چار اندوه و گرفتاری روانی هستند. چهره فلسفه و هدف حیات برای آنان مانند چهره خود حیات، تاريك و مبهم است.
این اشخاص اگر از فلسفه و هدف حیات بپرسند. مقصودشان جستجوی گونه ای دیگر از حیات است که ملال آور نباشد، اینان با خنده شکوفا کننده حیات آن چنان روبرو می شوند که مردم خنده پرست با نیش زهر آگین اندوه