دین یعنی آن دسته عقاید و تکالیف و اخلاقیاتی که بدون آنها زندگی هیچ مبنایی جز خودخواهی مزاحم ندارد همان خود خواهی که به جهت ناتوانی شرم آور بشر در تعدیل آن.
تاریخ سرگذشت او را غیر قابل توجیه ساخته است. دین یعنی يك محاسبه عالی در زندگی و شناخت آن، و حرکت بر مبنای وابستگی بر کمال مطلق و قرار گرفتن در جاذبه آن و عمل بر طبق این آگاهی
.... پاسخ نهایی سوالات اساسی ششگانه فقط در حیات معقول است که دین و علم و فلسفه فلسفه به معنای حکمت ارکان سه گانه آن است.
من کیستم ؟ ۲ از کجا آمده ام ؟ به کجا آمده ام ؟ ۲ با کیستم ؟ د. برای چه آمده ام؟ ۶ به کجا خواهم رفت؟
در میان همه دانش ها و بینشهای علمی و فلسفی و ادبی بشر که بر مبنای یقین در جریان هستند. هیچ یک از آنها برای یک شخص آگاه مانند احتمال آن حقیقت پشت پرده محسوسات که بشر دارای معنایی است فراتر از آن چه که طبیعت مادی او اقتضا می کند.
و آن معنی از هدانا الله شروع میشود و در انا الیه راجعون پایان می پذیرد . دارای اهمیت و ارزش نیست. اگر کسی بخواهد در مقابل این احتمال فراتر از همه یقین ها بگوید. من الدید حیات طبیعی خود را با این احتمال از دست نمیدهم ما هم در برابر چنین شخص بیگانه با خویشتن هیچ سخنی نداریم