کیریلوف،
فدکا و پیوتر ورخوونسکی در اتاق پذیرایی خانه ی اجاره ای فیلیپوف .هستند اتاق
کیریلوف با نور ضعیفی روشن است.
( خطاب به
فدکا آقای کیریلوف تو رو مخفی میکنه.
تو یه حشره ی کوچیک موذی هستی ولی من به
دستورت عمل میکنم ،بله به دستورت عمل میکنم ولی یادت باشه چه قولی بهم دادی
برو و مخفی شو
من به دستورت
عمل میکنم ولی فقط یادت باشه ( فدکا
ناپدید میشود.
(انگار که حرفی معمولی میزند. ) اون از تو نفرت داره لازم
نیست منو دوست داشته باشه فقط کافیه به دستوراتم عمل کنه بشین باید یه چیزی رو بهت
بگم. اومدم اون قراری رو که بینمون بود و به هم متعهدمون میکرد بهت یادآوری کنم.
من نه به
چیزی متعهد هستم نه چیزی میتونه متعهدم کنهیکدفعه از جا
میپرد چی؟ یعنی نظرت عوض شده؟ ،نه نظرم عوض نشده ولی من بنا به اراده ی خودم عمل
میکنم. من آزادم خیلی خب باشه باشه این اراده ی آزاد توئه فقط به شرطی که ارادهت
عوض نشده باشه با یه کلمه از جا...