اینجا به دهکده عروسکها میماند به نظر شما این طور نیست؟ البته از مناظر بدیع خالی نیست ولی دوست عزیز من شما را برای دیدن مناظر بدیع به اینجا نیاورده ام هر کس می تواند شما را به تماشای این کلاهها این کفشهای چوبی و این خانه های تزیین شده که در آنجا ماهیگیران در میان بوی روغن جلا توتون اعلا دود می کنند بیاورد. برعکس من از اشخاص معدودی هستم که می توانند آنچه را واقعاً مهم است در اینجا به شما نشان دهند. ما به سد رسیدیم باید در امتداد آن پیش برویم تا حتی المقدور از این خانه ها، که بیش از حد معمول ،زیباست فاصله بگیریم. خواهش میکنم اینجا بنشینیم نظر شما چیست؟ نگاه کنید، آیا این از زیباترین مناظر عکاسی شده نیست؟ ببینید در سمت چپ ما این تل خاکستر که در اینجا آن را ماسه زار مینامند در سمت راست ما آن سد خاکستری رنگ زیر پای ما ساحل ریگزار کبود و در برابر ما دریا به رنگ قلیای رقیق و آسمان پهناور که در آن آبهای مرده رنگ منعکس میشود به راستی جهنمی مرطوب و ولرم همه چیز به صورت خطوط افقی عاری از هرگونه درخشش فضا بیرنگ و زندگی مرده آیا این جهانی در کار محو شدن نیست، عدمی که به چشم محسوس است؟ انسانی در آن نیست و چه بهتر که نیست فقط من و شما هستیم در برابر سیاره زمین که سرانجام از ساکنانش خالی شده است آسمان زنده است؟ حق به جانب شماست، دوست عزیز آسمان تیره میشود بعد شکاف میخورد، پلکانهای هوا را می گشاید دریچه های ابر را فرو می بندد. اینها کبوترانند. آیا متوجه نشده اید که آسمان هلند پر از میلیونها کبوتر است، کبوترانی که از بس اوج میگیرند به چشم نمی آیند. بالهایشان را بر هم می زنند و به یک حرکت بالا میروند و فرود می آیند و فضای آسمانی را از امواج انبوه پرهای خاکستری که به دست باد میروند و می آیند، آکنده می سازند. کبوتران در آن بالا انتظار می کشند، آنها تمام سال را منتظر می مانند بر فراز زمین چرخ میزنند، نگاه می کنند، می خواهند فرود آیند. اما هیچ چیز نیست مگر دریا و ترعه ها و پشتبامهای پوشیده از تابلوهای مغازه ها و هیچ سری نیست تا بر آن بنشینند.