هر اجتماعی از انسانها که تقیدی به خصلتهای نیکو نداشته باشد، طعم انسانیت را نخواهد چشید اگرچه از همه سطوح و ابعاد عالم طبیعت آگاهی داشته و در حد اعلا از آنها برخوردار باشد چنان که در تعدادی از جوامع دوران ما مشاهده میشود در حقیقت لزوم خصلتهای نیکو برای يك جامعه متمدن لزوم آب برای ماده روینده نیازمند به آب است. از این رو، در نهج البلاغه در مواردی بسیار میبینیم که امیرالمؤمنین (ع) اصرار به داشتن و تقویت خصلتهای نیکو فرموده است. قرآن مجید نیز بخشی از آیات خود را به بیان ضرورت همین خصلتهای نیکو قرار داده است. در یک جمله مختصر، تقید به خصلتهای نیکو که انسان را متخلق به اخلاق عالی می کند. هدف اعلای بعثت پیامبر اکرم (ص) معرفی شده است.
به نظر می رسد آغاز سقوط ارزشهای انسانی و وارد کردن انسانها به تاریخ طبیعی حیوانی از هنگامی است که اخلاق را از قاموس زندگی بشری حذف کردند و وجدان را از کار انداختند و گفتند وجدان، پدیده ای است که آن را زندگی خانوادگی و اجتماعی می سازد و اصالتی در درون آدمی ندارد