اگر از افت و خیز آهنگ موسیقی و آمد و رفت خوب و بد ویجا و نابجای متفکرانی که موسیقی را باور کردند و فقهایی که آن را باور نکردند. درسی جز این برجای نمی ماند.
کافی بود تا پرونده علمی موسیقی را که باز است. باز تر کنیم و قلم های حقیقت یاب و موشکاف را به دنیای پر راز و رمز موسیقی بفرستیم تا برای ما از ناگفته ها بگویند و بگویند کدام آهنگ درست بوده است آهنگ درست زیستن یا بد زیستن؟ کدام موسیقی با حقیقت انسان مطابق است. موسیقی حرکت و تکاپو و تکامل یا موسیقی جمود و خمود و سکون؟
در بحثی چونان موسیقی باید از نزاع شکل و محتوا و محلیت و حرمت گذشت و به مقامی با ریافت که انسان در آن ایستاده است. با تاریخی که پشت سر نهاده و تاریخی که پیش رو دارد. هرگاه به این منزلت راه بردیم به منزلت خویش راه برده ایم و تنها در این فرض است که موسیقی در موقعیت واقعی خودش می ایستد و حکایتی می شود که مثنوی های معنوی با آن آغاز میشوند و شارحان حقیقت جوی بشنو از نی چون حکایت می کنند. وز جدایی ها شکایت میکنند در خود فرو می روند و دستی از جبین تحقیق بر می آورند.
.... ما اکنون در این رساله به موقفی رسیده ایم که به راحتی می توانیم موسیقی را از منظری حکیمانه تفسیر کنیم و از مناقشات لفظی فاصله بگیرید. راهی که مؤلف آن در این پژوهش کوتاه پیموده علی رغم صعوبت ظاهری ، مختمی جز این ندارد که اگر می خواهید بنوازید. انسان را بنوازید و اگر قرار بر اصالت یک موسیقی است. آن اصیل خود «اصالت است. پس اصالت ها را گم نکنیم