در وسعت گاه مبارزه با نیستی و نابودگی و کم تحرکی هیچ کتابی مثل قرآن پیشرو و پیشتاز نبوده است. قرآن با آیاتی که ترنم ازلی و ابدی آن شور و تحرک بود. توانست از تاریکستان جزیرة العرب هزار و چهارصد سال پیش شورستانی برپا سازد که آوای تحرک را در لبان هویت جسمی و روحی بشر بکارد چه باید گفت درباره کتابی که مانده های وحیانی آن انباشته از هزاران نوع پیام معنوی حرکت خیر و روانه کننده است چه باید گفت از صدها و صدها ندایی که نداوار بر سر چکاوک های سکوت فرو می بارد و از فرزندان خاک می خواهد که بال های خویش را گشوده و به حرم افلاک گام بگذارندا قرآن آنگاه که از هستی سخن می گوید صلابت خاص صلابتی که وقتی به ساحت تعریف انسان می رسد. رنگی از انعطاف میگیرد و این فکر را پیش روی قرار می دهد که انسان چیست؟ لازمه حیات او چه تواند رحیات چیست و حیات چه مسیری را طی می کنند و اساسا چرا از قاف بلند حقیقت بر خاکزار هستی سرازیر شده است؟ ... و چون در پاسخ همه این سوالات مفهومی از حرکت نهفته است. حرکت به طرزی بنیادین مورد توجه قرآن قرار می گیرد و متفکران بالا اندیش اصالت آن را جدی گرفته و به بازکاوی لایه های مکتوم آن می پردازند.
علامه محمد تقی جعفری از زمره مشفکرانی است که قرآن را از دریچه این ردآورد. می نگریست و چنین شد که پیشگام بحث و طرح حرکت و تحول از دیدگاه قرآن شد و یا سلسله مباحثی گریده. اما پربار این روایت را به سمع و نظر صاحبان بصیرت رساند