همان گونه که اگر پدیده حیات با مدیریت منطقی مناسب آن پدیده در دو قامروی آنچنانکه که هست و آنچنانکه با نظر به استعدادها و نیروهای ذاتی آن می تواند باشد. اداره نشود. در معرض اختلالات ویرانگر و نابود کننده قرار می گیرد. اگر نوابغ و شخصیتهای سازنده انسانها نیز به طور دقیق و منطقی اداره نشوند. نه تنها خود آنان هدر میروند بلکه موجب زبانها و خسارتهای جبران ناپذیری نیز می شوند.
هم چنین اگر علوم که از مهمترین دستاویزهای بشری در کمیت و کیفیت زندگی فردی و اجتماعی اوست شناسایی و ارزشیابی و طبقه بندی از نظر اهمیت و روابط میان علوم نشوند. به طور قطع نه تنها جوامع انسانی از آنها بی بهره خواهند ماند. بلکه ممکن است موجب خسارت و تلفات مالی و جانی و ارزشی نیز شوند، چنان که در طول تاریخ به وفور دیده ایم.
... ضرر و اخلالگری های بی دقتی در بررسی ها و تحقیقات مربوط به مسائل فلسفة علم و اسباب بازی مغزی و شهرت قرار دادن آنها کمتر از ضرر و اخلالگری های ناشی از بی توجهی و نادانی با بازیگری در منطقه علوم نخواهد بود. حتی از یک جهت می توان گفت چون که فلسفه علم مدعی بر سر و صدای مدیریت علوم و اشراف بر آنها و . ارزش یابی آنهاست. بنا بر این در صورت ارتکاب خطا در معارف مربوط به این فلسفه هم علوم و هویت و ارزش یابی و طبقه بندی آنها مختل و هم بر سرگردانی دانش ها افزوده می شود. بنا بر این می توان گفت اهمیت فلسفه . علوم از جهتی بی شباهت به اهمیت حیاتی شخصیت آدمی در مدیریت اجزای طبیعی برونی و استعدادها و نیروهای مغزی و روانی درونی نیست.