طالقانی دارای دید و اندیشه ای بین المللی و در عرصة بين الملل، شخصیتی شناخته شده بود او به کلیت امت اسلام و اتحاد آن می اندیشید و قیودی هچون مذهب ،ملیت نژاد رنگ جغرافیا برای او مانع و امتیاز به شمار نمی آمدند.
طالقانی به مدد سفرهایش به کشورهای اسلامی به تدریج در میان اندیشمندان آن سرزمینها به صورت چهره ای شناخته شده و محترم درآمد آیت الله مهدوی کنی که از هم بندان وی در زندان بود، به این موضوع چنین اشاره می کند.
بر خلاف ما که همه لباس هایمان را می گرفتند، قبای ایشان را نمی گرفتند، ولی عمامه شان را می گرفتند؛ البته زندان کمیته مشترک را میگویم نه زندان اوین را. ایشان در آنجا قبا داشتند و عرقچین سرشان بود ... جا هم داشت این مسئله را باید مورد توجه قرار داد که ایشان یک شخصیت بین المللی بود ما نبودیم مرحوم آیت الله طالقانی در مبارزه و سیاست سابقه طولانی داشت شناخته شده و جهانی بود. مخصوصاً اینکه در میان نهضتی ها بود و تشکیلاتی داشتند. ما تشکیلاتی نداشتیم و طلبه های جوانی بودیم به هر حال همه به ایشان احترام می کردند.
نقل خاطره ای از او درباره تبعید به زاهدان مناسب است:
من از پنجره هواپیما دیدم عده زیادی افسران ارشد با قبه ها و یال و کوپالشان به صف ایستاده اند. فکر کردم حتماً یک خری میخواهد بیاید از هواپیما همراه مأمور پیاده شدم و قصد داشتم به دنبال مردم عادی به طرف سالن بروم ولی مأمور مرا به سمت صف افسرها هدایت کرد افسرها یک به یک خودشان را معرفی و موقعیت و پستشان را اعلام کردند خدمتگزار سرهنگ رئیس ساواک استان خدمتگزار سرتیپ رئیس . ناگهان چشمم به یکی از افسران که چند سال پیش در دستگیری من شرکت داشت افتاد وقتی دیدم هنوز درجه اش سرهنگی است گفتم سرهنگ همه کسانی که ما را گرفتند و محاکمه کردند از برکت پرونده ما تیمار شدند مدال گرفتند. چرا تو هنوز همان سرهنگ باقی مانده ای؟!
وی از جمله بعد از واقعه آذربایجان در ۱۳۲۵ از طرف اتحادية مسلمين و جامعة روحانیت آن روز برای سرکشی به آذربایجان به آنجا سفر کرد و گزارش سفر را آن طور که باید و شاید داد که خوشایند برخی از روحانیان قرار نگرفت.