همان گونه که نظم و قانونمندی هستی و عمل و عکس العمل ها ممکن است. موجب هدایت انسانها شود. همان گونه نیز رحمت واسعه الهی سبب می شود تا درهایی از هدایت برای انسانها گشوده شود از سوی دیگر می بینیم مولوی بیان می کند که در دنیا آدمی از آن هنگام در راه رشد و تعالی قدم برمی دارد.
که بداند در این دنیا گمشده ای دارد و تا هنگامی که نداند گمشده بالایی دارد. حرکت محال است. مولوی این مطلب عالی را با يك تمثيل زیبا و بسیار دقیق بیان می کند. او انسانها را به دو گروه تقسیم می کند.
اولین گروه انسان هایی هستند که واقعاً دریافته اند در این دنیا گمشده ای دارند و در نتیجه به دنبال گمشده خودش میگردند. که مولوی در تمثیل خود از این گمشده تعبیر «شتر کرده است.
گروه دوم، کسانی هستند که به طور تقلیدی به دنبال دسته اول به راه می افتند. بدون احساس اینکه واقعاً گمشده ای دارند. در اینجا مولوی بیان می کند که چگونه جویندگان دروغین هم ممکن است سرانجام دریابند که واقعاً در این دنیا گمشده ای دارند، آنجا که می گوید:
اشتری گم کرده ای ای معتمد هر کسی راشتر نشانی میدهد