یکی از مختصات بسیار مهم حالت دعا و نیایش با خداوند متعال این است که انسان خود را تسلیم مشیت و حکمت خداوند میکند و هیچ گونه اختیاری بلکه هیچ گونه موجودیتی در خود نمی بیند به نظر می رسد. این جریان شگفت انگیز با همه مقدمات و نتایجی که در بردارد. در اختیار انسان نیست. آنچه در اختیار آدمی است. تکمیل دریافت عظمت خدا و این که او هیچ گونه بخل و امساکی درباره بندگان خود ندارد و این که باید در برابر او از هر گونه استقلال در موجودیت و احساس استغنا دست برداشته خود را تسلیم محض آن ذات اقدس کند، اما این که پس از این فعالیت های روانی چه پیش خواهد آمد و ماهیت آنها چیست و آیا ممکن است. آنها را تشدید کرد یا نه از درک و اختیار انسان بیرون است.
شگفت انگیزترین حالات روحی انسان هنگام دعا این است که پس از به وجود آمدن ارتباط که خود به هیچ وجه قابل تعریف و توصیف و تفهیم نیست، و پس از استجابت دعا، هر اندازه هم که موضوع بسیار بزرگ و مهم باشد. در مقابل عظمت آن حالت به قدری ناچیز می نماید که بزرگی و اهمیت خود را از دست می دهد .... اگر کسی به منابع قرآنی و حدیثی این موضوع مراجعه کند. به این نتیجه می رسد که هر کس با تکیه به پدیده دعا دست از کار و کوشش و حرکت و جنبش بردارد. نه تنها او به خویشتن و به جامعه ای که در آن زندگی می کند. خیانت کرده است. بلکه با حکمت و مشبت بالغه خداوندی که مبنای بقای حیات انسانها را کار و کوشش قرار داده و آن را با شدیدترین وجه مورد دستور قرار داده و به مبارزه برخاسته است. معنای دعا همان گونه که از منابع اسلامی برمی آید. مفهومی بسیار وسیع است که شامل چکش زدن در کارگاهها بیل زدن در مزارع تلاش در مراکز علمی و تحقیقات در آزمایشگاهها برای کشف واقعیات هستی برای استخدام آنها در تحقق بخشیدن به حیات معقول انسان هاست.